حاج ملا هادي السبزواري

380

شرح مثنوى

بدهد . * ( وَلَوْ جَعَلْناه مَلَكاً لَجَعَلْناه رَجُلًا « 6 : 9 ( 1 ) . ( ( 2133 ) ) ديدش از دور و بخنديد آن خديو * گفت آن را مشنو از مفتون ديو ن 1147 12 - ك 384 8 از مفتون ديو : نسخهء « اى مفتون » غلط است . ( ( 2139 ) ) اشتران بختيم اندر سبق * مست و بىخود زير محملهاى حق ن 1147 18 - ك 384 11 بختى : شتر قوى خراسانى . دورم از تحسين و تشويق همه فارغ از تكذيب و تصديقش همه ن ندارد - ك 384 13 تشويق همه : اصح است از نسخهء « تشويقش همه » . ( ( 2142 ) ) فردى ما جفتى ما نه از هواست * جان ما چون مهره در دست خداست ن 1147 21 - ك 384 13 چون مهره : در تابعيّت محرّك در تقليبات كالميّت بين يدى الغسّال . و در اول منطق الطير گويد : مهرهء انجم ز زرين حقّه ساخت با فلك در حقّه هر شب مهره باخت ( ( 2145 ) ) تا كجا آن جا كه جا را راه نيست * جز سنا برقِ مه الله نيست ن 1148 2 - ك 384 15 سنا : روشنى . اقتباس است از آيهء شريفهء « يَكادُ سَنا بَرْقِه يَذْهَبُ بِالأَبْصارِ » . 24 : 43 ( ( 2146 ) ) از همه اوهام و تصويرات دور * نور نور نور نور نور نور ن 1148 3 - ك 384 15 نور نور : اين شش نور ، وجودات ملكوت اسفل و ملكوت اعلى و جبروت و فيض مقدس و فيض اقدس و مقام احديت - كه مرتبهء غيب الغيوب است . و به عبارت ديگر عالم مثال و عالم نفوس كليّه - كه مجرّدات متعلَّقه‌اند - و عالم عقول كليّه - كه مجرّدات مرسله‌اند - و وجود منبسط - كه رحمت واسعهء فعليّه باشد - و وجود اعيان ثابته لوازم اسماء و صفات - كه رحمت صفتيّه باشد - و مرتبهء لا اسم و رسم . و در آيت كبرى و مَثَلِ

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء انعام ، آيهء 9 . .